واژههای فارسی←متعهد به انجام امری نمودنفرهنگ آریانپورمتعهد به انجام امری نمودن#۱۷۹٬۲۵۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱commitسپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن براى (مجازات و غیره)، متعهد به انجام امرى نمودن، سرسپردنواژههای نزدیک در الفبامتعهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمتعه در حرم های عثمانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمتعهدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمتعهد - ضامن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمتعهد - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمتعهد از نظر قانونیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر