فرهنگ آریان‌پور

شلیک

#۱۲۹٬۱۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

volley

شلیک، تیرباران، شلیک به طور دسته جمعى، شلیک کردن، به صورت شلیک در کردن، رگبار

۲

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۳

sally

یورش، حمله، حرکت سریع، شلیک، یورش آوردن، شلیک کردن، حمله ور شدن، جواب سریع و زیرکانه

۴

firing

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن fire

۵

peal

صداى پیوسته، صداى مسلسل، غوغا، طنین متناوب، ناقوس یا زنگ، صداى ناقوس، غریدن، ترق و تروق کردن، هیاهو و غوغا کردن، صداى گوشخراش دادن

۶

shot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۷

gunfire

تیر اندازى

۸

outburst

طغیان، ظهور، فوران، انفجار، غضب

۹

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده