فرهنگ آریان‌پور

شلیدن

#۱۲۹٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۲

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند

۳

halt

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن

۴

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن