فرهنگ آریانپور
شلی
#۱۲۹٬۱۸۳
sleaziness
شلى، سستى
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند hobble lameness
laxity
لینت، سستى، شلى limpness softness wobbliness
bagginess
باد کردگى، پف کردگى، غرور، شلى
flaccidity
سستى، شلى، آویختگى
claudication
لنگى، شلى (shali)
hitch
پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن
spavin
(دامپزشکى) ورم استخوان پاى اسب flabbiness
sleazily
سست، شل (shol)