فرهنگ آریان‌پور

شلی

#۱۲۹٬۱۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

sleaziness

شلى، سستى

۲

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۳

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند hobble lameness

۴

laxity

لینت، سستى، شلى limpness softness wobbliness

۵

bagginess

باد کردگى، پف کردگى، غرور، شلى

۶

flaccidity

سستى، شلى، آویختگى

۷

claudication

لنگى، شلى (shali)

۸

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن

۹

spavin

(دامپزشکى) ورم استخوان پاى اسب flabbiness

۱۰

sleazily

سست، شل (shol)