فرهنگ آریانپور
شلوغی
#۱۲۹٬۱۸۱
bustle
شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن
babel
شهر و برج قدیم بابل، هرج و مرج، سخن پرقیل و قال، اغتشاش، شلوغى، بناى شگرف، طرح خیالى
chaos
هرج و مرج، بى نظمى کامل، شلوغى، آشفتگى
jumble
کیک کوچک شبیه حلقه، درهم آمیختگى، شلوغى، تکان تکان خوردن، سوارى کردن
blatancy
سر و صدا، شلوغى، خودنمایى، خشونت، رسوایى
cram
پر کردن، چپاندن، خود را براى امتحان آماده کردن، با شتاب یاد گرفتن
throng
گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن
clutter
صداهاى ناهنجار درآوردن، درهم ریختن، درهم ریختگى، درهم و برهمى
commotion
آشوب، اضطراب، جنبش، اغتشاش، هیاهو