فرهنگ آریان‌پور

شلوغی

#۱۲۹٬۱۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bustle

شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن

۲

babel

شهر و برج قدیم بابل، هرج و مرج، سخن پرقیل و قال، اغتشاش، شلوغى، بناى شگرف، طرح خیالى

۳

chaos

هرج و مرج، بى نظمى کامل، شلوغى، آشفتگى

۴

jumble

کیک کوچک شبیه حلقه، درهم آمیختگى، شلوغى، تکان تکان خوردن، سوارى کردن

۵

blatancy

سر و صدا، شلوغى، خودنمایى، خشونت، رسوایى

۶

cram

پر کردن، چپاندن، خود را براى امتحان آماده کردن، با شتاب یاد گرفتن

۷

throng

گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن

۸

clutter

صداهاى ناهنجار درآوردن، درهم ریختن، درهم ریختگى، درهم و برهمى

۹

commotion

آشوب، اضطراب، جنبش، اغتشاش، هیاهو