فرهنگ آریان‌پور

شل کردن

#۱۲۹٬۰۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن

۲

lax

لخت، سست، شل، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، شل کردن، ول کردن، رها کردن

۳

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن

۴

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۵

unbend

(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردن

۶

unbind

(past: unbound ; past participle: unbound) ـ از بند رها کردن، شل کردن

۷

unhook

از قلاب باز کردن، شل کردن، رها کردن

۸

jellify

به شکل لرزانک در آوردن، ژله مانند کردن، نرم کردن، شل کردن، مثل ژله شدن

۹

unbrace

باز کردن، گشودن (زره و مانند آن)، رها یا آزاد کردن، شل کردن، تضعیف کردن

۱۰

unstring

نخ چیزى را کشیدن (مثل تسبیح و غیره)، نخ یا بند چیزى را سست کردن، شل کردن، آزاد کردن