فرهنگ آریانپور
شل شدن
#۱۲۹٬۰۳۰
unclench
(unclinch =) ـ شل شدن، سست شدن، شل کردن یا شدن
unclinch
(unclench =) ـ شل شدن، سست شدن، شل کردن یا شدن
sag
خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن
relax
لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
loosen
شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن
weaken
سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن
slacken
سست کردن، شل کردن یا شدن، آهسته کردن، کند کردن، کم شدن، نحیف کردن
languish
بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن