فرهنگ آریان‌پور

شل

#۱۲۹٬۰۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن loose سیم‌ و طناب‌

۲

lax

لخت، سست، شل، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، شل کردن، ول کردن، رها کردن طناب‌ و بند

۳

lame

لنگ، چلاق، شل، افلیج، لنگ شدن، عاجز شدن

۴

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۵

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف slack در مورد پا

۶

baggy

باد کرده، شل، ول، کیسه اى متورم، قلنبه

۷

loppy

لق، شل، ول، شل و آویزان

۸

limper

لنگ، شل، آهسته رو

۹

sleazy

سست، شل (shol)

۱۰

ramshackle

متزلزل، ناپایدار، شل، لکنتى، بدخلق

۱۱

knock kneed

داراى زانوى کج، داراى حرکت کج و معوج، شل، فالج، خشن

۱۲

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال game spavined