فرهنگ آریانپور
شل کردن
#۱۲۹٬۰۳۱
loosen
شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن
relax
لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن
ease
آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن
lame
لنگ، چلاق، شل، افلیج، لنگ شدن، عاجز شدن
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند
cripple
لنگ، چلاق، زمین گیر، عاجز، لنگ کردن، فلج کردن
release
رها کردن، رهتیى، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن، رهایى، آزادى، استخلاص، بخشش
unfasten
رها کردن، باز کردن، آزاد کردن