فرهنگ آریان‌پور

شل‌ کردن

#۱۲۹٬۰۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن

۲

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن

۳

ease

آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن

۴

lame

لنگ، چلاق، شل، افلیج، لنگ شدن، عاجز شدن

۵

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۶

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند

۷

cripple

لنگ، چلاق، زمین گیر، عاجز، لنگ کردن، فلج کردن

۸

release

رها کردن، رهتیى، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن، رهایى، آزادى، استخلاص، بخشش

۹

unfasten

رها کردن، باز کردن، آزاد کردن