واژههای فارسی←سفر کنندهفرهنگ آریانپورسفر کننده#۱۱۹٬۳۶۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱peregrineبیگانه، از خارجه آمده، مسافر، (جانور شناسى) قوش تیز پرواژههای نزدیک در الفباسفر کردن با گروهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن باوسیله موتوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن مسافرت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن و هر جا نطق انتخاباتی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن و هر جا نطق سیاسی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر