واژههای فارسی←سفر کردن باوسیله موتوریفرهنگ آریانپورسفر کردن باوسیله موتوری#۱۱۹٬۳۶۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱motorموتور، محرک، ماشین، منبع نیروى مکانیکى، اتومبیل، حرکت دهنده، اتومبیل راندنواژههای نزدیک در الفباسفر فضاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن - درمداری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن - قابل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن با سرعتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن با گروهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر