فرهنگ آریان‌پور

سفر کردن باوسیله موتوری

#۱۱۹٬۳۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

motor

موتور، محرک، ماشین، منبع نیروى مکانیکى، اتومبیل، حرکت دهنده، اتومبیل راندن