واژههای فارسی←سفر کردن مسافرت کردنفرهنگ آریانپورسفر کردن مسافرت کردن#۱۱۹٬۳۶۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱travelسفر کردن مسافرت کردن، رهسپار شدن، مسافرت، سفر، حرکت، جنبش، گردش، جهانگردى، درنوردیدنواژههای نزدیک در الفباسفر کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن - درمداری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن - قابل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن با سرعتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن با گروهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفر کردن باوسیله موتوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر