سرگرمی
#۱۱۸٬۴۲۶
amusement
سرگرمى، تفریح، گیجى، گمراهى، فریب خوردگى، پذیرایى، نمایش
divertissement
سرگرمى، بالت یا نمایش بین پرده هاى نمایش
fun
شوخى، بازى، خوشمزگى، سرگرمى، شوخى آمیز، مفرح، باصفا، مطبوع، شوخى کردن
toy
اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن واژه هاى شامل
game
بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال
hobby
اسب کوچک اندام، مشغولیات، سرگرمى، کار ذوقى، کارى که کسى به آن عشق و علاقه دارد
sport
ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن
pastime
مشغولیات، سرگرمى، تفریح، کار وقت گذران، ورزش
avocation
کار فرعى، کار جزیى، مشغولیت، سرگرمى، کار، حرفه، کسب
diversion
تفریح، سرگرمى، عمل پى گم کردن، انحراف از جهتى
hobbyhorse
اسب چوبى، کار تفریحى، سرگرمى، لوده، مسخره
recreation
خلق مجدد، تفریح، سرگرمى
divertimento
تفریح، سرگرمى، تنوع
entertainment
پذیرایى، سرگرمى
pursuit
تعقیب، پیگرد، تعاقب، حرفه، پیشه، دنبال، پیگیرى
occupation
اشغال، تصرف، حرفه، شغل، پیشه، مربوط به حرفه
delectation
خوشى، لذت، صفا، حظ نفس