فرهنگ آریان‌پور

سرگرم‌ کاری شدن

#۱۱۸٬۴۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

launch

به آب انداختن کشتى، انداختن، پرت کردن، روانه کردن، مامور کردن، شروع کردن، اقدام کردن