فرهنگ آریانپور
سرگرم کردن
#۱۱۸٬۴۲۰
amuse
سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، جذب کردن، مات و متحیر کردن
sport
ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن
occupy
اشغال کردن، سرگرم کردن، مشغول داشتن، تصرف کرد
please
دلپذیر کردن، خشنود ساختن، کیف کردن، سرگرم کردن، لطفاً، خواهشمند است
inveigle
از راه به در بردن، فریفتن، سرگرم کردن، گمراه کردن و بردن، به دام انداختن
entertain
پذیرایى کردن، مهمانى کردن از، سرگرم کردن، گرامى داشتن، عزیز داشتن، تفریح دادن، قبول کردن