فرهنگ آریان‌پور

رهراگین کردن مشوب کردن

#۱۰۵٬۱۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

envenom

زهر آلود کردن، رهراگین کردن (مج) مشوب کردن، آلوده کردن