فرهنگ آریان‌پور

رهبری‌ کردن‌ ارکستر

#۱۰۵٬۱۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lead

[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک

۲

conduct

رفتار، سلوک، هدایت کردن، بردن، اداره کردن