واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ی←یکگروه الفباییواژههای «یک…»صفحه ۵ از ۸ · ۹۰۱ واژهیک میلیونیم میکرونمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ناحیه - پرندگان -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نت - بانوی -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نت - قلمر-معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نت - مقام -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نحوی - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نژاد ایجاد کردن - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نشانه بامعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نشانی بامعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نظر بامعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نظر دیدن - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نفر برایمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نفره بازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نفریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نفری - سلول -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نفری - صحبت -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نفری - صندلی -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نفری که در - اواز -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نقطه جمع کردن - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوامعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نواختمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نواخت - سرود -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نواخت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نواخت و خسته کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نودممعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوزدهممعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع الت موسیقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع الت موسیقی - بالالایکا -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع الت موسیقی بادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع الت موسیقی شبیه گیتارمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع الت موسیقی قدیمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع بازی دومینومعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع بازی شبیه لوتومعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع بازی ورقمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع بز کوهی که رنگ روشن دارد و در افریقا و سیبری دیده می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع پارچه پشم و نخ یا پشم و کتان زبرمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع پارچه ی نخی که برای زیرپوش به کار می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع ترشی با ادویهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع تقسیم سلولیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع جنون در اثر مرض مالاریا که منجر به خودکشی می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع چاشنی غذامعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع چرم پوست گوسفند که برای صحافی به کار می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع چکمه یا پوتین بندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع حرف درشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع حروف سیاه چاپخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع رقصمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع رقص تندمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع رقص نشاط اورمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع سکه بزرگ نقره المانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع سگمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع سلاح قابل حملمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع شتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع طبل دوطرفه که با دست نواخته می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع عرقچین کوچک که محصلین بر سر می گذارندمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع عقرب ماهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع عمل جراحی مخصوص فتقمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع غذا - اکل -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع غذا خوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع قایق کوچک قدیمی دو پاروییمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع قمار چهار طاسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع کاغذ محکم به رنگ زرد مایل به قهوه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع کلاه نوک تیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکا می رویدمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع مار بزرگ سیلانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع مار سمی یا افعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع ماهی بزرگ شبیه مارماهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع ماهی پهنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع میز تحریر ظریفمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع میمون یا عنتر دم کوتاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع نان شیرینی میوه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع نیم تنه پشمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع واگن باریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع هاگ غیر - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوع یاقوت سرخمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک نوعی - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک نهممعنی و ترجمه انگلیسی ←یک و دومعنی و ترجمه انگلیسی ←یک و دو کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک و نیم گذریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک واحدمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وتد و نیم - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک وجبمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وجبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ورمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ور راه رفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ور سنگینمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ور شدگی کشتی در اثر بادمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ور شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ور شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک ور کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری - حرکت -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری - حروف -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری رفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری شدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری شدگی ناگهانمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وری نگاه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وزنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وزنی - شعر -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک وعده مشروب الکلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وعده یا پرس خوراکمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وقت واقع شونده - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک وقتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک وقتی - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک ولی - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←یک وهله بلند کردن بارمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک هجامعنی و ترجمه انگلیسی ←یک هجای کوتاه و یک هجای بلندمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک هجاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک هزارمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک هزار دلارمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک هزار دور در هر ثانیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یک هزار سالمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۵ / ۸صفحه بعد ←