فرهنگ آریان‌پور

یک ور شدن

#۲۱۹٬۳۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tip

پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى

۲

heel

پاشنه، پشت سم، (در جمع) پاهاى عقب (جانوران)، ته، پاشنه کف، پاشنه جوراب، پاشنه گذاشتن به، کج شدن، یک ور شدن

۳

tilt

کجى، کج کردن کج شدن، کج شدن، یک ور شدن، کج کردن، دراهتزاز بودن، در نوسان بودن، شیب داشتن، مسابقه نیزه سوارى، شمشیر بازى سواره درقرون وسطى، زدوخورد، منازعه، برخورد، سرعت، شتاب، پرتاب، شیب، سرازیرى، تمایل، یک ورى بودن

۴

list

فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه

۵

lurch

چرخش ناگهانى کشتى به یک سو، کج شدن، فریب، خدعه، گوش بزنگى، آمادگى، شکست فاحش، نوسان، تلوتلو خوردن