فرهنگ آریان‌پور

یک نفری

#۲۱۹٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

single

واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى

۲

monolog

(monologue =) ـ تک سخنگویى، صحبت یک نفرى

۳

monologue

(monolog =) ـ تک سخنگویى، صحبت یک نفرى monologue singlehanded