فرهنگ آریانپور
واچیدن
#۲۱۲٬۹۰۱
undo
(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن
unweave
از پیچیدگى درآوردن، بیرون آوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن undoing
ravel
(در با فندگى) شانه مخصوص جدا کردن تارهاى نخ، پیچ انداختن در، گره دار کردن، دام بلا، چیز در هم پیچیده، نخ گوریده، گوریدگى، از هم جدا کردن الیاف