فرهنگ آریان‌پور

واچیدن

#۲۱۲٬۹۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

undo

(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن

۲

unweave

از پیچیدگى درآوردن، بیرون آوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن undoing

۳

ravel

(در با فندگى) شانه مخصوص جدا کردن تارهاى نخ، پیچ انداختن در، گره دار کردن، دام بلا، چیز در هم پیچیده، نخ گوریده، گوریدگى، از هم جدا کردن الیاف