واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ع←عضگروه الفباییواژههای «عض…»صفحه ۳ از ۳ · ۲۸۶ واژهعضو معیوب و بدشکلمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو موثرمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو موسسمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو مولد تخم یا هاگمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو مولد هاگ در گیاهان پستمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو مهممعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو میزگردمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو نمازخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو نواری شکلمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو نیروی هواییمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو وایوزمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هلالی - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیات امنامعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئتمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت امنامعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت انتخاب کنندگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت قانونگذاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت مشاورانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت مقننهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت منصفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو هیئت منصفه دادگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو یا اندام قیفی شکلمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو یا چیزی شبیه - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو یا چیزی که - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو یا قسمت قبضه مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو یا موجود چند شکلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضودارمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضوطبقه متوسط جامعهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضوکنفدراسیون شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضوکنفدراسیون کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضوهیئت قانون گذاری یک شهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضویمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضوی - هشت -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضوی از بدن - قطع -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضوی بیش از حد - شدن -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضوی شبیه بازو - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضوی که در احشاء واقع شده استمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضویتمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضویت - قبول -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضویت خارج شدن - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضویت خود بخودیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضویت دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضویت شدن - داخل -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضویت مجددمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضویت هیئت امنامعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۳ / ۳صفحه بعد