واژههای فارسی←عضوکنفدراسیون کردنفرهنگ آریانپورعضوکنفدراسیون کردن#۱۳۸٬۸۶۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱confederateهم پیمان، متحد، متفق، موتلف، متفق کردنواژههای نزدیک در الفباعضو یا چیزی که - هر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو یا قسمت قبضه مانندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو یا موجود چند شکلیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضودارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضوطبقه متوسط جامعهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضوکنفدراسیون شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر