واژههای فارسی←عضوی که در احشاء واقع شده استفرهنگ آریانپورعضوی که در احشاء واقع شده است#۱۳۸٬۸۶۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱viscusاندرون، احشاء، عضوى که در احشاء واقع شده استواژههای نزدیک در الفباعضوهیئت قانون گذاری یک شهرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضوی - هشت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضوی از بدن - قطع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضوی بیش از حد - شدن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضوی شبیه بازو - هر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر