گروه الفبایی

واژه‌های «سخ…»

صفحه ۴ از ۴ · ۴۰۸ واژه

سخنان نامفهوممعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنان نیشدار گفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخندانانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنران‌ اصلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنران پرگومعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنران یا نویسنده باذوقمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی - تالار -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی - سکوب -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی - سمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی - شیوه -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی - مقدمه -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی (2)معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی‌ افتتاحیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی افتتاحیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی بدرودیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی تند و انتقادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی‌ خداحافظیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی در باره مسافرتمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی دراز و اتشینمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی دراز و شدیداللحنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی علمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی علمی‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی عمومی - سالن -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی‌ کلیدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنرانی مذهبی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگومعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگو در هیئت منصفه دادگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگو و رئیس درهیئت - زن -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگوی بومی زبانمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگوی رادیومعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگوی زنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنگویی - تک -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنورمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنوری - شیوه -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنوری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخنی - نرم -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنی - هم -معنی و ترجمه انگلیسی ←سخنی که برای ستایش دیگران بگویندمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخیمعنی و ترجمه انگلیسی ←سخیفمعنی و ترجمه انگلیسی ←