فرهنگ آریان‌پور

سخنرانی‌ کردن

#۱۱۶٬۵۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

speak

(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن

۲

speechify

سخنورى کردن، نطاقى کردن، سخنرانى کردن

۳

deliver

آزاد کردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق و غیره)، رستگار کردن