فرهنگ آریان‌پور

سخنگو

#۱۱۶٬۵۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

prolocutor

سخنگو، متکلم (از جانب دیگرى)، خطیب

۲

talker

آدم ناطق، ناطق، سخنگو

۳

speaker

گوینده، حرف زن، متکلم، سخن ران، سخنگو، ناطق، رئیس مجلس شورا

۴

fugleman

پیشرو، سردسته، پیشاهنگ، پیشوا، قائد، سخنگو

۵

spokesman

سخنران، ناطق، سخنگو

۶

mouthpiece

دهانه، لبه، دهن گیر، سخنگو، عامل

۷

spokeswoman

سخنگوى زن

۸

organ

ارگ، ارغنون، عضو، اندام، آلت، وسیله، ارگان

۹

publicist

روزنامه نگار، ناشر، تبلیغات چى spokesperson