واژههای فارسی←فهرست الفبایی←خ←خرگروه الفباییواژههای «خر…»صفحه ۷ از ۷ · ۷۴۹ واژهخرید وارد دفتر و - بترتیب -معنی و ترجمه انگلیسی ←خرید یا فروش اقساطیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خرید یا فروش سهام - دستور -معنی و ترجمه انگلیسی ←خریدارمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدار اسقاطمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدار پیدا کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدار داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدار عمدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدار غنائم جنگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدار کلنگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدار مال دزدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدارانمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریداریمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریداری شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریداری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریداری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریداری و ازاد سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدرا معلوم کردن - قیمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خریدستانمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدگر - باز -معنی و ترجمه انگلیسی ←خریدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدن - باز -معنی و ترجمه انگلیسی ←خریدن اشخاص با پولمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدن و با قیمت بیشتر فروختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریدنی - باز -معنی و ترجمه انگلیسی ←خریدنی فقط با نسخهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریشمعنی و ترجمه انگلیسی ←خریق سفیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۷ / ۷صفحه بعد