فرهنگ آریان‌پور

خریدن

#۷۹٬۸۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

aby

خریدن، پرداختن، کفاره دادن، ایستادگى کردن، ایستادن

۲

abye

خریدن، پرداختن، کفاره دادن، ایستادگى کردن، ایستادن

۳

buy

(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن

۴

achate

مهره ى بازى، تیله، عقیق، خرید، بیع، (در جمع) اشیا ى خریدارى شده، یار با وفا، خریدن

۵

bought

(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن buy

۶

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۷

condemn

محکوم کردن، محکوم شدن

۸

purchase

خریدارى، ابتیاع، خرید، در آمد سالیانه زمین، خریدارى کردن