واژههای فارسی←خریداری کردنفرهنگ آریانپورخریداری کردن#۷۹٬۸۲۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱buy(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردنواژههای نزدیک در الفباخریدار غنائم جنگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخریدار کلنگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخریدار مال دزدیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخریدارانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخریداریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخریداری شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر