واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ب←برگروه الفباییواژههای «بر…»صفحه ۶ از ۲۳ · ۲٬۷۴۳ واژهبرانگیزشمعنی و ترجمه انگلیسی ←برانگیزندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برانگیزنده احساساتمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورامعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد ارزش کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد اضافیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد تخمینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد دقیق کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد شکمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد غلط کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کردن - زیاد -معنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کردن - غلط -معنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کردن - قابل -معنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کردن بیش از اندازه واقعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کردن بیش از واقعیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کردنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد نظریمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورد هزینهمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردن - ازبیخ -معنی و ترجمه انگلیسی ←براوردن - حباب -معنی و ترجمه انگلیسی ←براوردن - دم -معنی و ترجمه انگلیسی ←براوردن الزامات چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردن نیازمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردن نیازهای کسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردنکردنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براورده کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوردیمعنی و ترجمه انگلیسی ←براوومعنی و ترجمه انگلیسی ←براویختمعنی و ترجمه انگلیسی ←براویختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←براویزمعنی و ترجمه انگلیسی ←براهنجشمعنی و ترجمه انگلیسی ←براهنگمعنی و ترجمه انگلیسی ←براهیختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←براهین جمجمه - علم -معنی و ترجمه انگلیسی ←برایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای ...معنی و ترجمه انگلیسی ←برای اتصال - همساز -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای اثبات ذکر کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای اختراع - امادگی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای ارایشگاهها در انگلستان - علامتی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای ازمایش بلورهای دو - اسبابی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای استفاده موقتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای افراد چپ دستمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای العین - شاهد -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای امتحان و غیره اماده کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای امرار معاش - مزدکافی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای انمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای ان برایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای ان کهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای ان که برایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای انجاممعنی و ترجمه انگلیسی ←برای اندازه گیری شدت - واحدی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای اندازه گیری قدرت - اسبابی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای انسان - دام -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای اواز - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای اینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای اینکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای برنامه تلویزیونی - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای به کار بردن - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای بیگاری در کشتی ادم ربایی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای پذیرایی - امادگی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای پرواز - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای ترضیه خاطر - غرامت -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای تفریحمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای تنبیه به بیگاری واداشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای تندرستی - مضر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای تنظیم و نگاهداری - اسبابی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای تولید و تناسل - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای تیر اندازی رفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای جامهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای جگر - سودمند -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای جلب رای نمایندگان فعالیت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای جمع اوری اعانه - نمایش -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای جوانانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای چاپ - شایستگی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای چاپ اماده کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای چشم هامعنی و ترجمه انگلیسی ←برای چهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای حمل و نقل - نامناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای خروج سنگ - مثانه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای خودمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای خود برداشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای خودمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای درون دیوارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای دریا - محکم -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای دست - باند -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای دست چپ هامعنی و ترجمه انگلیسی ←برای دستیابی بهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای دفع حشرات - دود -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای دیدن اعماق دریا - التی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای راه رفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای راه رفتن - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای راهنمایی خواننده یا - اشاره -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای روی دیوارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای زایمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای زمستان - مناسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای زمستان اماده کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای زمستان شدن - اماده -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای ساختن سبد - ترکه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای سنگفرشمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای شفاعت - قربانی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای شکار - لازم -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای شکار رفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای شمارش گویچه های - اسبابی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای صفات و خصوصیات - مضر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای عدم حضور در - بهانه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای عملی تا قاضی - علت -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای فعالیت های نظامی - احضار -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای کاربرد مجدد اماده کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برای کسب معیشت - نویسندگی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای گزیدن نامزد مسابقات - ازمون -معنی و ترجمه انگلیسی ←برای لحظه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۶ / ۲۳صفحه بعد ←