براورد
#۲۷٬۳۰۴
survey
پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید
estimate
تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن
assessment
تشخیص، تعیین مالیات، وضع مالیات، ارزیابى، تقویم، برآورد، تخمین، اظهار نظر
estimation
تخمین، براورد، برآورد
calculation
محاسبه، محاسبات، حساب، برآورد
measure
اندازه، اندازه گرفتن، سنجدین، پیمانه، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن
judgment
(judgement =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى
appraisal
ارزیابى، تعیین قیمت، تقویم، ارزیابى کردن، تعیین قیمت کردن، دید زدن
reckoning
شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن
projection
افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه