گروه الفبایی

واژه‌های «بخ…»

صفحه ۴ از ۵ · ۵۷۹ واژه

بخش‌ کوچک هر چیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش‌ کوچکی‌ از گزارشمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش‌ کوچکی‌ از مقالهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش‌ کوچکی‌ ازکتابمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش‌ گرد و توخالیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش گفتارمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش لازممعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش لولادار رویه میزهای تاشومعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش ماشین رو جادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش ماشین رو خیابانمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مراقبت های ویژه بیماران قلبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مرکزی شهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مسکونی شهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مکنده تلمبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مکنده دهان زالومعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مندرسمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مهیج فیلممعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش مهیج نطقمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش میان‌ خط سرویس و نتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش میانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش میانی رویه‌ کفشمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش میانی زمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش ناپذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش ناپیدای صحنهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش نخستین عشای ربانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش نرم و اسیب پذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش نیمه تاریکمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش ویژهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های‌ اسقاط شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های بریده شده و زاید هر چیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های چوبی ساختمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های چهار گانه - والی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های حیاتی هر چیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های کسری اقلام تصاعدی یک جدولمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های مجزا شدنی هر چیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش های مختلف تقسیم - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخش یا تقسیم بزرگمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسامعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش یاب شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخش یخ زدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشایشمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشایش - قابل -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشایشگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشایندگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشایندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشدارمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشداریمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشداری - مرکز -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخششمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش - از روی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش - توبه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش پاداشمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش پذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش‌ خطامعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش‌ کمک هزینه تحصیلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش‌ گناهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش‌ گناهانمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش ناپذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش و معافیت - قابل -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشش یا نعمت خدا - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشکی - ورود -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشگر - هم -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه پاپمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه پاپ - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه سازمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه صادر کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنامه‌ی پاپ‌ خطاب به‌ اسقف هامعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشندگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشندگی - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنده دونمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشنودیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودگی‌ از پیروی مقرراتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودگی مالیاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودگی مالیاتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودن بدهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودن مسئولیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشودهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشوده از حقوق گمرکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشوده از مالیاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشهای‌ انجیلمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - جان -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - حیات -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - دو -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - سه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - شش -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - لذت -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - نه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - نیرو -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - هفت -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی - هم -معنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از انجیلمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از انداممعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از بدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از تماشاخانه که پشت سر نوازندگان استمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از تیممعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از جامعه و بوم که تشکیل یک واحد فاعله در طبیعت بدهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از جمع‌ کلمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از راهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انها را به وسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرار می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از روان شناسی که از راه تعقل و تفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرار می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از زمین‌ گلفمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از زیست شناسی که در باره موجودات اب شیرین بحث می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از شعر حماسی برای نقل و بلندخوانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از شهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از عضله یا مغزمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از علم فیزیک که در باره پدیده های قوه جاذبه و دافعه بارهای الکتریکی گفتگو می نمایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از علوم الهی که مذاهب مختلفه را جزیی از یک حقیقت کل می داندمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی از غذامعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از فصل‌ کتابمعنی و ترجمه انگلیسی ←بخشی‌ از کره زمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←