فرهنگ آریان‌پور

بخشنامه‌ کردن

#۲۵٬۶۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

circulate

بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن

۲

circularize

بخشنامه صادر کردن، پرسش نامه فرستادن