بخشش
#۲۵٬۶۲۶
gift
بخشش، پیشکشى، پیشکش، نعمت، موهبت، استعداد، پیشکش کردن (به)، بخشیدن (به)، هدیه دادن، داراى استعداد کردن، ره آورد، هدیه
bounty
بخشش، سخاوت، انعام، اعانه، شهامت، آزادمنشى، وفور، بخشایندگى
largess
بخشش، دهش، انعام، سخاوت، آزادگى، مساعدت، وسعت نظر، گشاده دستى، بخشیدگى
bestowal
بخشش، اعطاء
generosity
بخشش، سخاوت، خیر خواهى، گشاده دستى
forgiveness
بخشش، عفو، گذشت
munificence
بخشش، بخشندگى، دهش، کرم، کرامت، بذل
boon
استدعا، فرمان یا دستورى به صورت استدعا، عطیه، لطف، احسان، بخشش
grace
توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن
grant
اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن
mercy
رحمت، رحم، بخشش، مرحمت، شفقت، امان
apanage
امتیازات و اموالى که به فرزند ارشد (شاهزاده) اختصاص داشت، ایالت، حوزه، درآمد اتفاقى، تابع، متعلفات، بخشش، وقف، (حقوق) مستمرى
appanage
(apanage =) ـ امتیازات و اموالى که به فرزند ارشد (شاهزاده) اختصاص داشت، ایالت، حوزه، درآمد اتفاقى، تابع، متعلفات، بخشش، وقف، (حقوق) مستمرى
baksheesh
(فارسى است) بخشش، انعام، (مجازى) رشوه
benefaction
نیکى، احسان، بخشش، کرم
beneficence
نیکى، احسان، بخشش، نیکوکارى
magneficence
شکوه، عظمت، بزرگى، بخشش، کرم