فرهنگ آریان‌پور

بخشنامه کردن

#۲۵٬۶۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

circulate

بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن