واژههای فارسی←دنبال چیزی گشتن در تاریکیفرهنگ آریانپوردنبال چیزی گشتن در تاریکی#۹۶٬۵۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱feel(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدنواژههای نزدیک در الفبادنبال بوی شکار رفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدنبال چیزی را گرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدنبال چیزی رفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدنبال چیزی رفتن با سماجتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدنبال چیزی گشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدنبال چیزی گشتن به دقتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر