فرهنگ آریان‌پور

دنبال چیزی‌ گشتن

#۹۶٬۵۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fish

ماهى، (به صورت جمع) انواع ماهیان، ماهى صید کردن، ماهى گرفتن، صیداز آب، بست زدن (به)، جستجو کردن، طلب کردن

۲

hunt

شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر

۳

seek

(past: sought ; past participle: sought) ـ جستجو کردن، جوئیدن، طلبیدن، پوئیدن، طلب کردن، پیگردى کردن

۴

scout

پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف

۵

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن

۶

scrounge

علیق جمع آورى کردن، تلاش کردن، تلاش، تکاپو، صرفه جویى کردن