فرهنگ آریانپور
دنبال چیزی گشتن
#۹۶٬۵۹۶
fish
ماهى، (به صورت جمع) انواع ماهیان، ماهى صید کردن، ماهى گرفتن، صیداز آب، بست زدن (به)، جستجو کردن، طلب کردن
hunt
شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر
seek
(past: sought ; past participle: sought) ـ جستجو کردن، جوئیدن، طلبیدن، پوئیدن، طلب کردن، پیگردى کردن
scout
پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف
search
جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن
scrounge
علیق جمع آورى کردن، تلاش کردن، تلاش، تکاپو، صرفه جویى کردن