فرهنگ آریانپور
دنبال بوی شکار رفتن
#۹۶٬۵۹۲
wind
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس
trail
بدنبال کشیدن، بدنبال حرکت کردن، طفیلى بودن، دنباله دار بودن، دنباله داشتن، اثر پا باقى گذاردن، پیشقدم، پیشرو، دنباله