فرهنگ آریان‌پور

دست‌ انداختن (2)

#۹۳٬۷۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

guy

شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن guy خودمانی‌

۲

rag

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag امریکا خودمانی‌

۳

rib

دنده، تکه گوشت دنده دار، دنده دار کردن، گوشت دنده، هر چیز شبیه دنده، پشت بند زدن، مرز گذاشتن، نهر کندن، شیار دار کردن

۴

josh

کسى را دست انداختن، شوخى کردن، متلک

۵

razz

(گیاه شناسى) تمشک، (زبان عامیانه، آمریکایى) شوخى کردن

۶

needle

سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه