فرهنگ آریانپور
دست انداختن (2)
#۹۳٬۷۳۰
guy
شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن guy خودمانی
rag
کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag امریکا خودمانی
rib
دنده، تکه گوشت دنده دار، دنده دار کردن، گوشت دنده، هر چیز شبیه دنده، پشت بند زدن، مرز گذاشتن، نهر کندن، شیار دار کردن
josh
کسى را دست انداختن، شوخى کردن، متلک
razz
(گیاه شناسى) تمشک، (زبان عامیانه، آمریکایى) شوخى کردن
needle
سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه