واژههای فارسی←دست انجام دادن - بافرهنگ آریانپوردست انجام دادن - با#۹۳٬۷۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱manipulateبا دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردنواژههای نزدیک در الفبادست امده از زیست - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست امده در اثر - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست اموزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست اموزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست اموز - بره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست اموز - حیوان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر