واژههای فارسی←دست احساس کردن - بافرهنگ آریانپوردست احساس کردن - با#۹۳٬۷۰۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱feel(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدنواژههای نزدیک در الفبادست - مچ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست - مصنوع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست - هم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست - یک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدست (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر