فرهنگ آریان‌پور

دست - هم -

#۹۳٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

helper

یار، هم دست، کمک، یاور

۲

accessory

فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست