فرهنگ آریان‌پور

دراشامیدن

#۹۱٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

absorb

درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در

۲

blot

لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى

۳

assimilate

یکسان کردن، هم جنس کردن، شبیه ساختن، در بدن جذب کردن، تحلیل رفتن، سازش کردن، وفق دادن، تلفیق کردن، همانند ساختن