واژههای فارسی←در یک وهلهفرهنگ آریانپوردر یک وهله#۹۰٬۸۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bodilyبدنى، داراى بدن، عملاً، واقعاً، جسمانىواژههای نزدیک در الفبادر یک رشته اصلی تحصیل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک زمان اتفاق افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک زمان روی دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک زمان و - هم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک طرفمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک قسمتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر