واژههای فارسی←در...فرهنگ آریانپوردر...#۹۰٬۹۰۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱withinدر داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصارواژههای نزدیک در الفبادر یک نقطه جمع کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک وقت واقع شوندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک وقتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک وهلهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک وهله - فقط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یکسو قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر