فرهنگ آریان‌پور

دراز کردن

#۹۰٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

streek

دراز کردن، گستردن، شروع کردن

۲

lengthen

دراز کردن، طولانى کردن، کشیدن، دراز شدن، تطویل

۳

crane

ماهیخوار بزرگ و آبى رنگ، جرثقیل، با جرثقیل بلند کردن یا تکان دادن، دراز کردن (گردن)

۴

extend

توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن

۵

porrect

بسط یافته، گسترده، پهن شده، منبسط، دراز کردن، جلو گذاردن، منبسط کردن، ارائه دادن

۶

prolong

(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن

۷

elongate

کشیده کردن، دراز کردن، امتداد دادن، باریک شدن

۸

protract

طول دادن، دراز کردن، امتداد دادن، کش دادن

۹

prolongate

(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن

۱۰

outreach

فرا رسیدن از، توسعه یافتن، توسعه، برترى یافتن