فرهنگ آریانپور
دراز کردن
#۹۰٬۹۴۰
streek
دراز کردن، گستردن، شروع کردن
lengthen
دراز کردن، طولانى کردن، کشیدن، دراز شدن، تطویل
crane
ماهیخوار بزرگ و آبى رنگ، جرثقیل، با جرثقیل بلند کردن یا تکان دادن، دراز کردن (گردن)
extend
توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن
porrect
بسط یافته، گسترده، پهن شده، منبسط، دراز کردن، جلو گذاردن، منبسط کردن، ارائه دادن
prolong
(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
elongate
کشیده کردن، دراز کردن، امتداد دادن، باریک شدن
protract
طول دادن، دراز کردن، امتداد دادن، کش دادن
prolongate
(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
outreach
فرا رسیدن از، توسعه یافتن، توسعه، برترى یافتن