فرهنگ آریان‌پور

دراز

#۹۰٬۹۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

long

دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن

۲

prolix

دراز، طولانى، خسته کننده، روده دراز، پرگو

۳

longish

دراز، متمایل به درازى

۴

verbose

دراز، مطول، دراز نویس، درازگو، پرگو

۵

toom

خالى، تهى، فاقد، لاغر، دراز، کم هوش آهنگ، صدا، دانگ

۶

macro

درشت، کلان، درشت دستور، رشد زیاد، دراز، بزرگ، به طور غیر عادى

۷

linear

خطى، طولى، دراز، باریک، کشیده

۸

oblong

مستطیل، دراز، دوک مانند، کشیده، نگاه ممتد

۹

string

(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن

۱۰

lengthy

طویل، دراز

۱۱

prolate

منبسط، کشیده شده، دوک وار، دراز

۱۲

lengthwise

از درازا، از طول، بلند، دراز

۱۳

sweeping

(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو sweep

۱۴

extended

مطول، تمدید شده

۱۵

livelong

تمامى، همه، پایدار، طولانى و خسته کننده