فرهنگ آریان‌پور

دخالت دادن

#۸۸٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

introduce

معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن