فرهنگ آریان‌پور

دخالت

#۸۸٬۶۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hand

دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب

۲

mediacy

وساطت، دخالت، شفاعت، میانجى گرى

۳

interference

تداخل، مداخله، معارضه، دخالت، فضولى

۴

interposition

پا میان گذارى، مداخله، چیزى که در میان چیزهاى دیگر گذارند، وساطت، دخالت، میانه گیرى

۵

intrusion

دخول سرزده و بدون اجازه

۶

intervention

مداخله، شفاعت